درس پنجم:
ولادت

وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً (1)

بگو حق آمد و باطل نابود شد؛ به درستی که باطل نابود شدنی است.

تولد امام مهدی علیه السلام در روز جمعه، پانزدهم شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری به هنگام اذان صبح در شهر سامرا رخ داده است.

معتمد عباسی از طریق روایات شنیده بود فرزند امام عسکری علیه السلام همان پیشوایی است که جهان را از عدل و داد آکنده خواهد ساخت و بساط ستمگران را برخواهد چید. از این رو، به بهانه های گوناگون، بازرس هایی به منزل امام علیه السلام می فرستاد تا به فرزند آن حضرت، دست یابد و او را به قتل برساند. چنان که نمرود و فرعون در پی آن بودند که حضرت ابراهیم و موسی علی نبینا و آله علیهما السلام را به قتل برسانند؛ ولی اراده ی خدای بزرگ، برخواست هرکسی غلبه دارد؛ از این رو؛ به امر خداوند آثار بارداری حضرت نرجس و تولد امام زمان علیه السلام و ایام کودکی آن حضرت در پنهانی انجام شد.

داستان تولد آن حضرت –آن گونه که در کتب شیعه (2) و برخی کتب سنی (3) آمده – چنین است؛
حکیمه خاتون در منزل امام عسکری علیه السلام میهمان بود، چون آماده ی بازگشت به منزل خویش شد، امام علیه السلام به او فرمود:

عمه جان! شب را در منزل ما بمان؛ زیرا امشب فرزندی متولد می شود که در نزد خدای بزرگ، عزیز است. او زمین مرده را زنده خواهد ساخت.
حکیمه پرسید: از کدام همسرتان؟ امام علیه السلام فرمود: نرجس.
حکیمه به درون خانه بازگشت و چون با حضرت نرجس رو به رو شد و آثار حمل در او ندید، در شگفت شد. به نزد امام عسکری علیه السلام بازگشت و شگفتی خود را ابزار داشت. امام علیه السلام تبسم کرد و فرمود:

به هنگام سپیده دم، بارداری او بر تو آشکار خواهد شد؛ زیرا نرجس، مانند مادر موسی است که آثار حمل در او ظاهر نشد و تا هنگام زادن، کسی از آن مطلع نبود؛ چرا که فرعون، شکم زنان باردار را می شکافت تا به موسی دست یابد. این فرزند نیز مانند موسی علیه السلام است.
نیمه شب شد. حکیمه از خواب برخاست و نماز شب به جا آورد. وی منتظر تولد فرزند نرجس خاتون بود؛ اما هنوز اثری از درد زادن در او نبود. نرجس خاتون را دید که بیدار شد و نماز شب خواند و دوباره خوابید. فجر اول دمید و نرجس خاتون هم چنان در خواب بود. هنگام اذان صبح نزدیک می شد. حکیمه خاتون طاقت نیاورد و از قلبش نیاورد و از قلبش چیزی گذشت. ناگاه صدای حضرت عسکری علیه السلام را شنید:

عمه جان! عجله مکن. ولادت نزدیک است.

حکیمه خاتون مشغول تلاوت قرآن شد. لحظاتی بعد، درد زایمان آشکار شد و اندکی پس از آن، حجت خدا و موعود همه ی انبیا- آن که وعده های الاهی را در سرتاسر زمین اجرا خواهد فرمود- متولد شد. آن حضرت به هنگام تولد از هرگونه آلودگی پاک بود و بر بازوی راست او، آیه ی جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً نوشته بود. زانو بر زمین و صورت بر خاک نهاد و در حالی که دو انگشت سبابه را به طرف آسمان قرار گرفته بود شهادتین را بر زبان جاری ساخت و به امامت یکایک امامان اقرار کرد تا به نام خود رسید؛ آن گاه فرمود:

خدایا! آن چه را به من وعده کرده ای برآورده ساز و کار مرا به پایان رسان و مرا ثابت قدم گردان و زمین را به وسیله ی من، پر از عدل و داد کن.

صدای امام حسن علیه السلام بلند شد:

عمه جان! کودک را در آغوش بگیر و نزد من آور.

کودک در آغوش حکیمه به پدر سلام کرد. امام علیه السلام کودک را گرفت و نوازش کرد و زبان را دهان او گذاشت و فرمود: فرزندم، سخن بگو. امام مهدی علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود:

وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ (4)

پس از آن، به توحید و نبوت و امامت یکایک ائمه تا پدر خویش علیهم السلام اعتراف فرمود.

حکیمه اطراف سر آن حضرت، پرندگانی را در پرواز دید. یکی از آنان به امر امام علیه السلام کودک را گرفت و با خود به آسمان برد؛ در حالی که دیگر پرندگان او را دنبال می کردند حکیمه درباره ی آن پرنده از امام علیه السلام پرسید؛ ایشان فرمود:

او روح القدس (برترین فرشته الاهی) است که خدا او را بر امامان گماشته است تا آن ها را در کارها موفق و پایدار کند و ایشان را بر اساس دانش (الاهی) تربیت نماید.

به مناسبت تولد آن حضرت، امام عسکری علیه السلام بنا بر سنت اسلامی، چند گوسفند عقیقه و مقدار زیادی نان و گوشت نیز بین بنی هاشم تقسیم فرمود. (5)
به علت تولد پنهانی، ممکن بود عده ای از شیعان از اعتقاد به آخرین پیشوای الاهی غافل بمانند؛ از این رو، امام علیه السلام نمایندگان و شیعیان مورد اعتماد خویش را از تولد حجت خدا آگاه ساخت. از آن جمله: طی نامه ای به جناب احمد بن اسحاق قمی، وکیل خود در شهر قم، چنین مرقوم فرمود:

فرزند ما متولد شد. پس این خبر را نزد خود پوشیده دار و برای دیگران بازگو نکن که ما این خبر را جز به نزدیکان، به سبب خویشاوندی؛ و به دوستان، به سبب دوستی؛ ابراز نمی کنیم. خواستیم تو را بر آن آگاه سازیم تا همان گونه که ما شاد شدیم، خداوند نیز تو را شاد گرداند. (6)

امام حسن عسکری علیه السلام در مواردی دیگر – آن زمان که منزل از جاسوسان حکومت خالی بود- فرزند خود را به شیعیان مورد اعتماد، نشان می داد و او را حجت پس از خود معرفی می کرد. چنان که در یک ملاقات، آن هنگام که چهل نفر از شیعیان به دیدار حضرت عسکری علیه السلام مشرف شده بودند، آن حضرت به درون خانه رفت و کودکی ماه پاره به همراه خویش آورد و فرمود: این امام شماست. (7)
گاهی نیز پاسخ سوالات علمی و رفع مشکلات مراجعان را به آن حضرت واگذار می فرمود تا پیروان اهل بیت، عملا امام خویش را شناخته، به مقام والای او واقف گردند. چنان که وقتی کامل بن ابراهیم به منزل امام عسکری مشرف شد تا سوالات شیعیان مدینه را از آن حضرت بپرسد با کودکی چهار ساله و خوش سیما مواجه شد که نام او را برد و پرسش هایش را – پیش از آن که آن ها را بپرسد- پاسخ داد. (8)
خداوندا! یاران آن حضرت را یاری و دشمنان او را خوار گردان.

اکنون می دانیم:
1. 
آیه ای که در آغاز درس آمد با میلاد موعود الاهی چه ارتباطی دارد.
2. 
چگونه حضرت مهدی علیه السلام و همچون حضرت موسی علیه السلام در پنهانی به دنیا آمد.
3. 
حتی حکیمه خاتون با آن جلالت قدرش، نمی دانست که حضرت مهدی علیه السلام در شب نیمه شعبان به دنیا خواهد آمد.
4. 
اولین آیه ای که حضرت مهدی علیه السلام در بدو تولد بر روی دست پدر بزرگوارش قرائت فرمود، آیه ی پنجم سوره ی قصص بود.
5. 
امام حسن عسکری علیه السلام با همه مراقبت های سخت حکومت عباسی شیعیان خاص خود را از میلاد موعود الاهی باخبر فرمود.
6. 
حضرت مهدی علیه السلام در کودکی، سوال های ناگفته کامل بن ابراهیم را پاسخ داد.

پرسش های درس 5:
1. 
امام زمان علیه السلام در کدام شهر و چه زمانی به دنیا آمد؟
2. 
ولادت امام عصر علیه السلام شبیه کدام پیامبر است؟
3. 
به هنگام تولد، بر بازوی راست امام زمان علیه السلام کدام آیه نقش بسته بود؟
4. 
امام زمان علیه السلام در آغاز تولد با چه کلماتی برای ظهور خود دعا کرد؟
5. 
اولین کلام آخرین حجت خدا در آغوش پدر چه بود؟
6. 
امام حسن عسکری علیه السلام در خفقان دولت عباسی، چگونه امام زمان علیه السلام را به بستگان و شیعیان خاص خود معرفی فرمود؟
7. 
آیا کسی امام عصر علیه السلام را در کودکی ملاقات کرده است؟

______________________

1. اسرا/ 82
2. 
کمال الدین شیخ صدوق باب42
3. 
شواهد النبوه (عبد الرحمن جامی)
4. 
قصص/5: و ما می خواهیم بر ضعیف نگه داشتگان در زمین منت نهاده آن ها را به پیشوایی رسانیم و وارث (حکومت و امکانات گذشتگان) گردانیم. این آیه نیز در شان حضرت مهدی علیه السلام می باشد.
5. 
کمال الدین/ 433 و 434
6. 
کمال الدین/ 434 ح15
7. 
اثبات الهداه/7/ص20
8. 
الغیبه/148 

 

درس ششم

امامت امام مهدی علیه السلام


أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏ (1)

خدای را فرمان برید؛ و از پیامبر و صاحبان امر که از خودتان هستند اطاعت کنید.

امام حسن عسکری علیه السلام در سپیدم دم روز جمعه هشتم ربیع الاول سال 260 در سامرا به شهادت رسید. با درگذشت آن بزرگوار، دوران امامت حضرت مهدی علیه السلام آغاز شد. امام زمان علیه السلام در آغاز امامت خویش, هم چون حضرت عیسی و حضرت یحیی و همانند حضرت جواد و امام هادی علیه السلام خردسال بود. زیرا علم و حکمت و دیگر شایستگی های حجت های خدا اکتسابی نیست که نیازمند بزرگ سالی و افزایش تجربه باشد. حضرت عیسی علیه السلام در گاهواره –در حالی که کودکی یک روزه بیش نبود- خطاب به یهودیان فرمود:

إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا (2)

من بنده ی خدا هستم. خداوند به من کتاب آسمانی عطا کرده و مرا پیامبر قرار داده.

پس از وقات امام عسکری علیه السلام جعفر، برادر آن حضرت – که داعیه ی دروغین امامت داشت و ولادت امام مهدی علیه السلام را انکار می کرد- فرصت یافت تا با خواندن نماز بر جنازه ی برادر خود را جانشین آن حضرت معرفی کند. شیعیان و شاگردان خاص امام عسکری علیه السلام که عدم شایستگی و ناپاکی او را می دانستند شگفت زده جعفر را می نگریستند که در پیشاپیش جمعیت ایستاده است تا بر بدن مطهر برادر نماز گزارد. ناگاه کودکی خردسال به پیش آمد و با دست، عبای جعفر را گرفت و فرمود:

عمو جان! عقب برو. فقط من شایسته ام تا بر پدرم نماز بگزارم! (3)

جعفر، در حالی که رنگش پریده بود عقب رفت و امام مهدی علیه السلام بر جنازه ی پدر نماز خواند. (4) بدین وسیله امامت آن حضرت بر همگان آشکار شد و کذب شایعات و ادعاهای جعفر روشن گردید.
جعفر که از این اقدام خویش طرفی نبسته بود رسوا شد و مراتب را به حاکم وقت اطلاع داد به فاصله ی کوتاهی ماموران حکومتی فرا رسیدند. امام علیه السلام نماز را به پایان برد و از آن محل عزیمت فرمود. به این ترتیب ماموران دستگاه خلافت از وجود فرزند امام عسکری علیه السلام –همان کس که سالیانی به دنبال او بودند و قصد جانش را داشتند- آگاه شدند و همه جا به جست و جوی او پرداختند. آن حضرت نیز به امر خداوند متعال جهت حفظ جان خویش، غیبت اختیار فرمود.
آن بزرگوار، پایان بخش همه ی حجت های الاهی (=خاتم الاوصیا) است و هم چون دیگر پیشوایان دین، از علم و قدرت الاهی برخوردار است.
خداوندا! در ایام غیبت و ظهور، در دنیا و آخرت، ما را درصف پیروان آن بزرگوار قرار ده. آمین!

اکنون می دانیم:
1. 
با درگذشت امام یازدهم علیه السلام در روز جمعه هشتم ربیع الاول دویست و شصت هجری قمری امر امامت به تنها فرزندش امام عصر علیه السلام واگذار شد.
2. 
آن حضرت در سن بیست و پنج سالگی به مقام امامت رسید و از این جهت به بعضی انبیا و ائمه شباهت دارد.
3. 
فقط حجت های الاهی شایستگی دارد تا بر جنازه ی حجت قبل از خود نماز بخواند.
4. 
افراد ناشایست به مقام والای امامت نمی رسند؛ اگرچه بتوانند خلافت ظاهری را از ایشان بدزدند.

پرسش های درس 6:
1. 
آیا حضرت عیسی علیه السلام در گهواره سخن گفت؟ به چه دلیل؟
2. 
آیا می توانید یک نمونه از صدها نمونه ی معجزات امام عصر علیه السلام را بگویید؟
3. 
چه کسی می خواست به جای امام زمان علیه السلام بر پیکر مطهر امام عسکری علیه السلام نماز بخواند؟
4. 
دو پیامبر و دو امام را نام ببرید که هم چون امام زمان علیه السلام در کودکی به رسالت و امامت رسیده باشند.

______________________
1. 
نسا/ 59
2. 
مریم. 30
3. 
زیرا بر جنازه امام معصوم، جز معصوم نباید نماز بخواند.
4. 
کمال الدین/ ص475/ ح25

 

درس هفتم:

غیبت

الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب‏... (1)

پرواپیشگان آنان اند که به نادیده ایمان دارند.

امام زمان علیه السلام از آغاز ولادت و نیز در دوران خردسالی چهره ای آشکار و شناخته شده در جامعه نبودند. همان گونه که در درس پنجم بیان شد افراد مورد اعتماد و شیعیان با اخلاص درآمد و شد به منزل امام عسکری علیه السلام گاهی خدمت آن حضرت می رسیدند اوضاع اجتماعی از آغاز امامت آن حضرت به گونه ای شد که به امر خدای بزرگ غیبت اختیار فرمود (2) و به صورت چهره ای ناشناس در جامعه می زیست و به انجام تکالیف الاهی خود مشغول بود.

غیبت امام زمان علیه السلام به دو دوره تقسیم می شود: صغری (=کوتاه) و کبری (=بلند) دو غیبت امام مهدی علیه السلام در احادیث پیامبر اکرم و دیگر پیشوایان دین علیهم السلام به صراحت بیان شده است. امام صادق علیه السلام فرمود:

لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا طَوِيلَةٌ وَ الْأُخْرَى قَصِيرَةٌ (3)

قائم علیه السلام دو غیبت دارد که یکی طولانی است و یکی کوتاه.

غیبت صغری با امامت آن حضرت آغاز شد و به مدت 69 سال یعنی تا سال 329 ادامه یافت (4) . پس از آن غیبت کبری آغازی شد که تا زمان ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت.
در سال های غیبت صغری آن حضرت نمایندگانی داشت که رابط بین امام و مردم بودند. آن ها نامه ها و سوالات و اموال و نذور مردم را به امام می رسانیدند و پاسخ آن حضرت را دریافت می کردند. این نمایندگان که چهار نفر بودند که به نواب اربعه (=نایبان چهارگانه) مشهورند. از نواب اربعه معجزات و کرامات فراوانی نقل و در تاریخ ثبت شده است. محل سکونت آن ها شهر بغداد بود و مدفن آن ها نیز همان جاست. اینک نام و ویژگی های مختصری از ایشان:
جناب ابو عمرو، عثمان بن سعید عمروی (5) (حدود سال 265 ه.ق) که از آغاز امامت حضرت مهدی علیه السلام نایب آن حضرت و قبلا نیز وکیل امام هادی و امام عسکری علیهما السلام بوده است.

جناب ابوجعفر، محمد بن عثمان عمروی (جمادی الاولی سال 304 یا 305) که قبلا نیز وکیل امام عسکری علیه السلام بوده است.
در تشرف گروه چهل نفری به محضر امام عسکری علیه السلام (6) که توفیق دیدار امام مهدی علیه السلام نیز نصیب آن ها شد. نیابت این دو بزرگوار اعلام شده بود.

جناب ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (18 شعبان 326 ق) که آخرین نایب امام بود. شش روز قبل از درگذشت او امام در نامه ای (توقیع) (7) فوت او و پایان دوره ی نیابت و آغاز غیبت کبری را اعلام فرمود. (8)

اکنون بیش از هزار و صد سال از آغاز غیبت کبری می گذرد امام در این دوران نمایندگان خاص ندارد. مردم در مسائل دینی به راویان حدیث –یعنی دانشمندان علوم دین که فقیهان جامع الشرایط باشند- ارجاع شده اند. امام علیه السلام در توقیعی فرموده است:

وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم‏ (9)

در پیش آمدهای نو به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنها.

امام زمان علیه السلام اکنون با چهره ای ناشناس در جامعه به سر می برد در مراسم حج شرکت می کند در مجامع رفت و آمد دارد به هدایت افراد می پردازد؛ و از بی پناهان دستگیری می کند.
آری! امام مهدی علیه السلام هم چون خورشید پس ابر است (10) که مردم از وجود و نور و حرارت و جاذبه ی او بهره می برند، هر چند که او را در ظاهر نبینند. مراجعه ی حضوری به آن آستان مقدس را ندارند؛ ولی به اذن خداوند متعال بسیاری از افراد به دیدار حضرتش موفق می شوند که در این زمینه وقایع مشهور و شور انگیز فراوانی وجود دارد.

خداوند! دشواری های دوران غیبت را بر ما آسان گردان و در ظهور آن حضرت شتاب فرما. آمین!

اکنون می دانیم:
1. 
امام عصر علیه السلم از آغاز امامت غیبت اختیار فرمود.
2. 
دوران غیبت نخست شصت و نه سال بود و دوران غیبت دوم امام عصر علیه السلام تا زمان ظهور ادامه دارد.
3. 
امام علیه السلام در دوران غیبت مثل خورشید پس ابر به مردم فایده می رساند.
4. 
چهار نفر از بزرگان مورد اعتماد امر سفارت و وساطت امام زمان علیه السلام و مردم را در دوران غیبت کوتاه عهده دار بودند.
5. 
مردم در دوران سخت غیبت بعد از نواب اربعه به راویان احادیث ائمه ارجاع شده اند.

پرسش های درس7:
1. 
نظر شما درباره ی این عبارت چیست؟ امام زمان علیه السلام از آغاز ولادت پر برکتشان چهره ی شناخته شده و آشکاری در جامعه ی خود بودند.
2. 
دو دوره ی غیبت امام زمان علیه السلام را ذکر کنید و طول مدت هرکدام را بنویسید.
3. 
آیا امام غایب برای مردم دوران غیبت فایده ای دارد؟
4. 
اگر نمی توان در دوران غیبت به حضور امام زمان علیه السلام مشرف شد پس آن ها که به دیدار آن حضرت رسیده اند چگونه موفق شدند؟

______________________

1. بقره/ 5
2. 
الغیبه/ ص149 و 150/ ح6 و 7
3. 
الغیبه/ ص170/ ح1 و 2
4. 
برخی از دانشمندان شیعه از آن جهت که غیبت صغری را از آغاز تولد به حساب آورده اند، طول آن را 74 سال دانسته اند.
5. 
در لفظ عمرو واوی است که خوانده نمی شود، لذا عمروی، عمری تلفظ می گردد.
6. 
در درس پنجم این مطلب بیان گردید.
7. 
برای آشنایی بیشتر با این اصطلاح به درس 15 مراجعه کنید.
8. 
الاحتجاج/ ج2/ ص193
9. 
کمال الدین/ص484/ح4. در پاسخ سوالات اسحاق بن یعقوب
10. 
این تعبیر در باره حضرت مهدی از رسول اکرم می باشد. کمال الدین ص253 ح3